تبليغاتX
سهم نوشته های یک دانشجو

واقعا حس می کنم رحیم مشایی دکتر رو دزدیده .

واقعا برای اولین باربود که نمی تونستم صحبت های دکتر رو بخونم . صحبت های احمدی نژاد در مراسم تودیع مشایی رو می گم

واقعا با تاسف زیاد تازه فهمیدم که دکتر ارادتمند مشایی.

آقای دکتر سابقه ی من روشنه . ادعای حامی بودن شما رو ندارم ولی حداقلش اینه که مخالف شما نبودم . اینو از دوستان نسل سومی تون هم میتونید بپرسید. ولی به هزار دلیلی که شما به مشایی علاقه دارید من به هزار دلیل دیگه بهش انتقاد دارم.

نمی دونم چرا فکر می کنید انتقادها از مشایی بیخوده . بزگتر از اون اظهارات سخیفش در مورد اسراییل ؟؟؟ آیا اون انتقادها درست نبود. شما می گید وقتي بعد از پي گيري هاي زياد به دلايل خاصي براي اين انتقادات دست نيافتم به حال این فرد غبطه می خورم .به حال کی ؟ دوست مردم اسراییل .

ادامه نمی دم آقای دکتر و هنوز راه برای جبران اشتباه است ولی به من خرده نگیرید چون ما برای حمایت از شما شرط و شروط داریم. عقد اخوت هم با کسی نبستیم . تا حضرتعالی خط قرمزهای ولایت پذیری و عدالت خواهی رو رد نکردید ما حاضریم برای شما جونمون هم بدیم ولی اگر خدایی نکرده آگاهانه پا را فراتر از خط قرمزها گذاشتید بزرگترین و تند ترین منتقد های شما خواهیم شد. خیلی تند. خیلی بزرگ

صحبتی هم با آقای رحیم مشایی دارم. آقای مشایی تو رو به اعتقادات قسم دست از سر کچل ما بردار. تو خوب ، تو مطیع، توعاشق، تو کاردان ، تو دیندار ، توهمه صفت های یک مدیر خوب و ... ولی وقتی می بینی مردم به درست یا غلط این قدر به شما حساس اند به گونه ای که ثانیه به ثانیه حضورتون برای دولت هزینه داره به خاطر دکتر بکشید کنار. تو رو خدا. هیچ وقت یادم نمی ره وقتی خبر انتصاب شما رو داییم شنید زنگ زد به من . مرد 52 ساله مثل ابر بهاری گریه می کرد و از من طلبکار بود . دایی مو می گم همون که به خاطر تبلیغ دکتر شیشه های خونشون رو شکوندن. همون داییم رو می گم که شب و روز تو ستاد دکتر بود مثل جوونها فعالیت می کرد. اره همون داییم که یه دختر سبز پوش به صورتش تف انداخت. همون دایی مو مس گم. تو رو خدا بذار روزهای خوبمون خوب بمونه. تو رو خدا بی خیال دکتر شو. تو اصلا خوب و ما همه 25 میلیون به علاوه 13 میلیون اشتباه می کنیم ولی اوضاع وقتی این جوریه بکش کنار. آقای مشایی تو خوب ولی غیر از اینه که پست معاونت اولی رو کس دیگه ای هم می تونه داشته باشه.تو که تو معاونت اولی کار خاصی نمی خوای بکنی یعنی نمی تونی بکنی فقط باید حرف بزنی ولی تو رو خدا حرف نزن. شما برو کنار ولی هفته به هفته برو خونه دکتر با ایشون صحبت کن تا دکتر فکر کنه داره با خودش صحبت می کنه ....

قراره یه روز بیام جلوی نهاد. تنهایی اینقدر داد بزنم «مشایی مشایی دکتر ما رو پس بده» تا یا گلوم بگیره یا بی هوش بشم بیفتم .

آقای مشایی شما خوب ولی شما الان نقش هووی حداقل 25 میلیون ایرانی رو بازی می کنید. شما اگر هم خوب باشید  یه هووی خوبید. آقای مشایی خواهشا دکتر ما رو پس بده.

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:15 توسط کمیل نقی پور| |
فكر كنم يكي از عادت هايي خوبي كه دارم (اگر حمل بر خودستايي نكنيد) پذيرش اشتباه است. بارها هم در تجربه تقريبا يك ساله وبلاگ نويسي ام هر كجا كه يقين پيدا كردم اشتباه كردم ‏ خطاي مرتكب شده رو  پذيرفتم  و در صدد رفع اون بر آمدم و حتي اگر نياز به عذرخواهي هم داشته باشه عذرخواهي كرده ام.

موضوع سين كيانگ و مطالب مرتبط به اون كه من در پست قبلي نوشتم موضوعي است كه در مورد آن شتباه كردم.

ابتدا بايد اين نكته رو بگم كه اين اشتباه به خاطر كمي مطالعه و تحقيق بود هر چند كه گمان مي كردم با خواندن ۴‏ ، ۵ تا مقاله و پرس و جو در اين مورد به خصوص از طريق خبرنگاران حوزه بين الملل اطلاعات كافي رو از وقايع به دست آوردم ولي خوب اشتباه كردم .

چند روزيه كه با وبلاگ سين كيانگ اشنا شدم تقريبا مي تونم بگم كه تمام مطالبش رو خودندم و از طرف ديگه با اطلاعات خودم ارزيابيشون كردم در نهايت نيز مطلب صادق شهبازي رو مطالعه كردم . اقا صادق خيلي خوب و با استناد به اطلاعات و تحليل هاي استخون دار مطلب رو نوشته بود. اولا آقا صادق بهم فهموند  كه واقعا جنبش دانشجويي هم بي كار نبود و همون طور كه خودش مي گه تو اين مدت تحقيق هاي لازم رو انجام داده و موضع گيري هايي هم كرده و بعد سياست وزارت امور خارجه است كه بر اساس برنامه مشخص و با تحليل داره پيش مي ره ...

به نظر من خوندن اين مطلب رو از دست ندهيد.

صادق شهبازی - 1- بر اساس بند 16 اصل 3 قانون اساسی جمهوری اسلامی  سیاست خارجی کشور باید بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی‏دریغ از مستضعفان جهان تنظیم شود و بر اساس اصل 154 جمهوری اسلامی در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه حق‏طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند. از سویی دیگر بر اساس اصل 11 دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد. و بر اساس مقدمه قانون اساسی باید زمینه تداوم انقلاب در داخل و خارج كشور فراهم شود، به ویژه در گسترش روابط بین المللی، با دیگر جنبش های اسلامی و مردمی كوشش شود تا راه تشكیل امت واحد جهانی هموار گردیده و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد.

2- بر این اساس جمهوری اسلامی ضمن تلاش برای نزدیکی به دولت های جهان اسلام، تلاش کرد تا با برقراری تماس با نهضت های آزادی بخش و حرکت های اسلامی در سراسر جهان و حمایت معنوی و بعضا مادی از آن ها در راستای تحقق بسیج جهانی مستضعفین گام بردارد. در مکان هایی که خطر تهدید نظامی وجود داشت و دولت در میان نبود و از سوی دیگر حرکت با هویت دینی صورت می گرفت، جمهوری اسلامی حتی به صورت حمایت نظامی وارد می شد(مثل مسئله ی فلسطین و لبنان). و در موارد دیگر بر اساس اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها به حمایت معنوی، رایزنی های دیپلماتیک  و تأمین خوراک فکری و سازمان دهی می پرداخت. این مسئله تا آن جا بود که امام اصل اصدور انقلاب را به صورت بیان مبانی فکری و احکام اسلامی در سراسر جهان (یعنی صدور فرهنگی انقلاب) معنا نمودند.

3- در این میان مسئله ی فلسطین جایگاه جدی و اساسی داشت، چرا که هم مبارزه در این مورد حق طلبانه و نه با انگیزه های انحرافی بود، (و منحرفین در مبارزه نظیر ساف و فتح حمایت نشدند)، در مقابل صهیونیزم یهودی به عنوان دشمن دیرینه ی جهان اسلام قرار داشت و با توجه به قبله ی اول بودن مسجد الاقصی ارزش مذهبی مشخص برای جمع کردن جهان اسلام حول یک محور واحد را پیدا می کرد. از سویی دیگر صهیونیزم به عنوان ولیده ی فاسد نظام سلطه ی بین المللی برای مقابله با جهان اسلام به حساب می آمد و انگیزه های ضد ظلم و ضد استکباری مسلمین را بر می انگیخت. و به خاطر جبهه بندی مستضعفین در مقابل مستکبرین، حتی قابلیت جذب عدالتخواهان و آزادی خواهان آرمان گرا و غیر وابسته به قطب بندی های جهانی را در سراسر عالم داشت. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با سرمایه گذاری مادی و معنوی جریان اصلی مبارزه را از جریان قومی و عربی به جریان آرمان گرایانه و اسلامی تغییر داده بود.

4- پافشاری جمهوری اسلامی بر مسئله ی فلسطین ضمن حمایت از سایر جنبش های اسلامی با در نظر گرفتن اصل عدم مداخله مثل جریان های اسلامی  در مصر، ترکیه، مراکش، پاکستان و ده ها مکان دیگر در سراسر دنیا بر همین اساس بود. جمهوری اسلامی بر مبنای حفظ دار الاسلام و اولویت قائل شدن برای مبارزات اصیل اسلامی در مقابل مبارزات قوم گرایانه و یا مبارزات تجزیه طلبانه نوع عمل خویش را تنظیم کرد. الگوی انقلاب اسلامی برای مکان هایی که مسلمین در اکثریت هستند و دولت بدون تهدید نظامی وجود دارد، و در مکان هایی که مسلمین در اکثریت نیستند به دست آوردن جایگاه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مبارزات پارلمانی و جاهایی که دولت نیست یا مسئله ی نظامی هست، ایجاد هسته ی مقاومت و مبارزه ی مسلحانه و در صورت امکان پشتیبانی لجستیکی و معنوی از آن ها.

5- با اولویت گذاری های ایران و تلاش بر وحدت امت حول مسئله ی فلسطین با قابلیت وحدت شیعه و سنی، اقوام و ملیت های مختلف، نظام سلطه تلاش برای بدیل سازی و ممانعت از آن کرد. استراتژی ایجاد مسائل متعدد و مناقشه برانگیز جهت خارج کردن فلسطین از اولویت و ایجاد مسائل انحرافی برای از بین بردن تمرکز مبارزه و از بین بردن جایگاه ژئواستراتژیک ایران به عنوان کانون الهام بخشی بر همین اساس و ایجاد مانع بر تداوم نهضت اسلامی فلسطین با ایجاد اختلاف و بدیل های درونی برای آن دنبال شد. بر اساس این استراتژی، هرگاه فلسطین در کانون توجهات قرار گرفت چند راهبرد کلی دنبال شد:

1. ایحاد بحران های مشابه در سایر نقاط مثل آبخازیا، چچن، پاکستان، عراق، آسیای جنوب شرقی، آفریقا و... به جهت پراکنده کردن انرژی متراکم جهان اسلام در جبهه های متعدد. برای این مسئله دست گذاشتن روی نقاط اختلاف برانگیز برای شیعه و سنی نظیر پاراچنار، عراق و... از اقدامات اساسی صورت گرفته بود تا با مطرح شدن مسائل مذهبی، هویت اسلامی مسئله مورد تزلزل و بحران قرار بگیرد. از سویی با محکوم کردن کانون الهام بخشی (ایران) به برخورد گزینشی، وجهه ی ایران در رهبری جهان اسلام متزلزل شده و نوعی بدبینی به روند دفاع از مسئله ی فلسطین به وجود بیاید حتی در بعضی کشورها این روند به تعطیلی مراسم های روز قدس انجامید و به طور کلی تلاش شد تا با مذهبی سازی و دامن زدن به ایران هراسی با این مسئله برخورد شود. در این بین عده ای از رهبران میانه رو و پیرو اسلام آمریکایی (دین رحمانی بی خطر و یا اسلام منهای قیام و جهاد) در مسئله وارد شده و با انجام کارهای نمایشی جایگاه ایران را متزلزل کنند. کاری که رجب طیب اردوغان نماینده ی اسلام آمریکایی- اروپایی ترکیه در اعتراض نمایشی به پرز در داووس (ضمن داشتن روابط سیاسی و نظامی و اقتصادی با اسراییل) و دامن زدن جدی به مسئله ی چین انجام داد. (نمونه های دیگر از این اقدامات نمایشی این که ضمن تاکید مفرط بر حفظ مسائل فردی مثل حجاب همسر خود مواردی مثل قتل اینور تزگان به جرم حجاب در همین زمان اتفاق می افتد. تا رهبری احیای هویت اسلامی آن هم چهارچوب دار و در زمین بازی و بی خطر برای آمریکا به عهده ی او بیفتد.

2. طرح شبهات درونی و مذهبی در جبهه ی مبارزه مثل طرح بی اساس ناصبی بودن حماس در دوره ی جنگ 22 روزه که به وسیله ی مثلث اسلام آمریکایی، یعنی متحجرین و انجمن حجتیه، وهابیت و سکولارها پی گرفته شد.

3. طرح مسائل داخلی برای ایران و در تعارض بودن پی گیری مسائل بین المللی با منافع ملی مثل پروژه ی کاندیداها در انتخابات و تبلیغات سکولارهای لائیک و انجمن حجتیه.

4. ایجاد اختلاف درونی در نهضت مقاومت فلسطین و نمایش آن به صورت ضعف داخلی و قدرت طلبی مجاهدین، در طول چند سال درگیری های سکولارهای فتح با اسلام گرایان حماس و جهاد.

5. ایجاد اسلام گرایی بدیل مجاهدین فلسطین و جمهوری اسلامی در قالب القاعده و گروه های تکفیری به وسیله ی امریکا.

6. ایجاد درگیری های داخلی برای از بین بردن وجهه ی جمهوری اسلامی و نمایش چهره ی سرکوب گرانه از آن نظیر اقدامات سازمان منافقین و و لیبرال ها در دهه ی 60، قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه در دهه ی 70 و پروژه ی زیر سؤال بردن سلامت انتخابات مجلس هفتم و ادعای تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری، مرگ مشکوک ندا آقا سلطان و کشتگان حمله به مراکز نظامی در دهه ی 80.

 

6- جمهوری اسلامی بر این اساس و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها از موارد تجزیه طلبانه و انحرافی حمایت نخواهد کرد و یا به آن ها ضریب جدی نخواهد داد و این جاست که فرصت تشکیک در انگیزه ی جمهوری اسلامی در عرصه ی بین المللی و داخلی و بزرگ شدن گزینه های اسلام آمریکایی نظیر رجب طیب اردوغان و مدعیان حقوق بشر داخلی فرا می رسد و مهره چینی اسلام امریکایی به وسیله ی امریکا وارد عمل می شود.

7- مسئله ی استان سینگ کیانگ(شین جیان) نیز خارج از این چهارچوب کلی نیست. استانی با 32 میلیون مسلمان، در چین که از طرف چین نیز به شدت تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی و حتی انتظامی است و تلاش گسترده برای تغییر بافت جمعیتی آن در جریان است. و نظیر سایر معارضین دولت برخوردهای شدیدی از جانب دولت چین در قبال آن به عمل می آید. از سوی دیگر گروه های تجزیه طلبی تلاش دارند تا به عنوان بلندگوی مردم این منطقه اقدام کنند، که با حمایت های دولت های غربی تقریبا ًاین امکان را نیز یافته اند. این جریانات که در قالب «کنگره جهانی اویغور»  با عنوان «دمکراسی» و «حقوق بشر» سازماندهی شده اند  به دنبال فرصت هایی برای انجام خشونت در داخل کشور و ممانعت از حفظ ثبات و توسعه منطقه خودمختار اویغور، شین جیان هستند و هدف درازمدت خود را تجزیه و استقلال از چین و ایجاد کشور مستقل ترکستان شرقی اعلام کرده اند و برای ادامه حیات این سازمان به انجام آشوب هایی در داخل چین روی می آورند تا از حمایت و کمک قدرت های ضد چینی برخور دار شوند. ربیعه کادیر(قدیر) رهبر آمریکانشین این جنبش، هم پای دالایی لاما به دست بوسی مسئولین آمریکا (هم در دوره ی بوش و هم در دوره ی اوباما) و سایر کشورهای غربی می رود. تا از قبل منافع آمریکا مبنی بر تضعیف چین به عنوان ابرقدرت آلترناتیو (بدیل) برای ریاست بر جمهوری ترکستان شرقی خوشه چینی کند.

8- ماجراهای اخیر از آن جا آغاز شد که روز 26 ژوئن تعدادی از کارگران اویغوری یکی از کارخانه های اسباب بازی سازی شهر شائو گوان استان گوان دون با برخی از کارگران دیگر این کارخانه درگیر شدند. صدها نفر در این درگیری شرکت کردند که 120 نفر از آنها زخمی شده و دو کارگر اویغوری کشته شدند. این رویداد با تبلیغات گسترده سازمان «کنگره جهانی اویغور» مرتبط با سیاست ملیتی و مذهبی چین معرفی شد. کنگره جهانی اویغور مردم را به تظاهرات در خیابان ها تحریک کرد و این موضوع به بهانه ای تبدیل شد که در ناآرامی ها بیش از یک هزار نفر در این خشونت ها کشته یا زخمی شوند.  و از سوی دیگر در سایت کنگره جهانی اویغور موسوم به واحد مرکزی خبر ترکستان شرقی حتی از اوباما و اسراییل درخواست کمک می شود.

9- موج حمایت ها از این مسئله مخصوصا به رهبری نماینده ی اسلام اروپایی در منطقه –رجب طیب اردوغان که به دنبال طرح خود به عنوان رهبر جهان اسلام و حامی ترک ها در سراسر جهان است پی گرفته می شود- و رسانه ها در سراسر جهان بر طبل این واقعه می کوبند و موج حمایت هایی – که برای مسمانان لبنان و غزه حاضر نیستند بلند شوند- به پا می خیزند. از سویی در داخل کشور همان موج رسانه ای که در زمان جنگ غزه ناصبی بودن حماس را مطرح کرد، در اوج وحدت اسلامی بعد از نبرد غزه مسئله ی پاراچنار را بعد از گذشت 5 ماه برای اختلاف اندازی بین شیعه و سنی بزرگ کرد، در دوره ی انتخابات و قبل از آن بر طبل اولویت داشتن مسائل داخلی بر مدیریت جهانی و هزینه زا بودن آرمان گرایی در حوزه ی سیاست خارجی برای اقتصاد داخلی می کوبید یک شبه آرمان گرا شده و بر طبل ضرورت حمایت از مردم مظلوم و تحت ستم چین و پرسش از چیستی تفاوت مسلمانان چین و غزه می کوبد. کار به آن جا می رسد که حتی رایزنی های فرهنگی بعضی سفارت خانه های خارجی حتی به نشریات و تشکل های انقلابی و مذهبی برای توجیه ضرورت حمایت از مسلمانان در چین می پردازند!! و از سویی دیگر جریان رسانه ای تلاش می کنند تا اقدامات حاکمیت  برای حراست از آرای اکثریت مردم و مقابله با کودتای مخملی در ایران با اقدامات دولت چین در مقابله با تحریکات کنگره ی جهانی ترکستان شرقی شبیه سازی شود.

10- با طرح این مسئله با یک تیر سه نشان زده می شود، اول به حاشیه بردن مسئله ی فلسطین به ویژه در شرایطی که مسئله ی مسجد الاقصی و بحران در غزه مطرح است و ایجاد کانون های بحران برای استفاده در دراز مدت برای به محاق بردن مسئله ی فلسطین، متهم سازی جمهوری اسلامی به برخورد گزینشی و تخریب وجهه ی آن در جهان اسلام و داخل ایران با ذکر این که ایران به خاطر پیوند استراتژیک با چین در مقابل قتل مظلومان سکوت می کند، فشار وارد کردن به چین به وسیله ی آمریکا و غرب برای امتیاز دادن به آن ها در منازعات قدرت.

11- از اغاز بحران در یک شنبه ی گذشته ساعت ها تحقیق و رایزنی در مورد این مسئله بین فعالین مردمی و دانشجویی جهان اسلام در داخل کشور و خارج کشور صورت گرفت، نظرات بسیاری از کارشناسان و مطلعین داخلی و خارجی شنیده شد، مطالب متعدد از دو طرف از رسانه ها و اینترنت ترجمه شد. در این بین تنها یک دغدغه و مطالبه ی حق و چندین دغدغده و مطالبه ی باطل وجود دارد. دغدغه ی بهبود وضعیت مسلمانان در چین و مطالبه از دولت چین برای عدم برخوردهای تند با مسلمانان به خاطر اقدامات بازوهای آمریکا نظیر کنگره ی جهانی اویغور که بعضی بزرگان و علما نیز در نامه هایی اعلام کردند و دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز در تماس های رسمی و به صورت جدی تر در اقدامات غیر رسمی دنبال کرده است. اما هویت قومی و نه دینی داشتن مسئله، وجود بازوهای امریکا، تجزیه طلبی، موج رسانه ای و اقدامات متعدد برای طرح این مسئله آن را با موارد مشابه نظیر افغانستان، عراق و حتی بوسنی که درگیری های قومی به خاطر ریشه های اسلامی مسلمانان بوسنیایی بود، متفاوت ساخته است. سیر گریبان دریدن های رسانه های بدسابقه و بعضا وابسته ی داخلی و بعضی فعالین سیاسی برای این مسئله جز پر کردن پازل نظام سلطه برای سیطره ی اسلام امریکایی بر اسلام ناب و فشار بر جمهوری اسلامی نیست.

12- بعضی از دوستان مشفق هم تشکل های دانشجویی و مردمی را به موضع گیری در مورد این مسئله به خاطر بسته بودن دست جمهوری اسلامی فرامی خوانند. اما واقعیت آن است که غیر از همان مطالبه ی به حق که باید جدا از پازل اسلام آمریکایی و اردوغان و کنگره ی جهانی اویغور پی گیری شود، فتنه ای با ریشه های انگلوساکسون و با اهداف مشخص وجود دارد. اگر به این نتیجه می رسیدیم که مسئله ی به حقی وجود دارد که دست جمهوری اسلامی بسته است یا کم کاری از جانب مسئولین وجود دارد، تمام قد در صحنه می آمدیم. اما زمانی که این همه درکنار هم قرار می گیرند و مسموم بودن مسئله مشخص می شود، موضع گیری آرمان گرایی نیست. بر خلاف آن چه می گویند کشتار سینگ کیانگ حقیقتی است که نباید به پای مصلحت منافع جمهوری اسلامی قربانی شود، حقیقت نقشه ی آمریکاست که عدم قرار گرفتن در آن نباید به پای مصلحت آرمان گرانمایی اسلام آمریکایی قربانی شود. که اگر حقی درمیان باشد و شرابط محقق شود نه تنها فعالین اجتماعی باید به صحنه بیایند که بر اساس مقدمه ی قانون اساسی وظیفه ی ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب بر دوش کشیدن بار رسالت مكتبی یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاكمیت قانون خدا در جهان خواهد بود. و سربازان روح الله از برچسب دولتی و حکومتی خوردن به خاطر آرمان گرایی ترسی ندارند.

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 10:10 توسط کمیل نقی پور| |

"خبرگزاری شینهوا که تلاش گسترده ای می کند، جهت فکری خاصی به خبرهای منتشر ‏شده از این کشتار گسترده بدهد، تعداد کشته شدگان را 180 و مجروحان را 800 نفر ‏اعلام کرد.‏ اما منابع غیررسمی چینی در خارج به نقل از مردم این استان کشته ها را بیش از 800 ‏نفر و مجروحان این حادثه را بیش از 2 هزار نفر اعلام کرده اند.‏"

صدا و سیما چرا سکوت می کنه برای من تعجب بر انگیزه و چرا دستگاه دیپلماسی کشور تحرک خاص و حتی غیر خاص هم انجام نمی ده تعجب بر انگیز تر ، چرا دانشجویان ساکت اند و فعالیتی ندارند تعجب اندر تعجب !!!

اگر فکر می کنیم با اعتراض وزارت امور خارجه کشورمان به مقامات چینی رابطه ما با کشور چین تیره می شه یا نمی شه( کاری به شدت و ضعفش ندارم) طبیعیه که این اتفاق بیفته. ولی سئوال من از دستگاه دیپلماسی کشورمون اینه که مگر مظلومین اویغوری انسان نیستند؟ مگر مسلمان نیستند؟ مگر آنها رنگ خونشان زرد است؟

اگر شما اعتقاد دارید که این انقلاب، انقلاب مستضعفان جهان است و بر اساس اصول قانون اساسی برای رهایی مستضعفان باید تلاش کنه پس بسم الله ....

کو؟ کجاست قرائت دوباره این حدیث شریف که "اگر مسلمانی فریاد کمک خواستن یک مظلوم را بشنود و به فریاد او نرسد، مسلمان نیست."

کجاست پیش رفتن حتی تا دادن هزینه برای دفاع از حق مظلوم؟

اگر دستگاه دیپلماسی کشورمان گمان می کند که با اخم کردن به چین موقعیت ایران در جهان به ویژه در موضوع انرژی هسته ای در خطر بزرگ می افته باید تاسف خورد به حال دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران.

هر چند می توان پذیرفت که موضع گیری و عدم موضع گیری در قبال این مسئله برای ایران تفاوت خواهد داشت ولی این سئوال را باید پرسید که آیا وزارت امور خارجه در مسئله ای مثل موضوع هسته ای به چین کمونیست تکیه دارد یا توکل به خدا و تکیه بر مردم ؟

"ایستادگی مردم و دولت" در مقابل تهدیدات و تحریمات و استراتژی های مناسب و به جای شورای امنیت ملی به اذعان کارشناسان داخلی و خارجی رمز موفقیت ایرانیان در مقابل غربی است که در دولت قبل وسایل سرویس های بهداشتی کارخانه نطنز را هم پلمپ کرده بود.این امر چنان واضح است که در توضیح اصل بدیهیات در منطق می توان از آن به عنوان مثال "موضوع بدیهی" استفاده کرد.

با این حال انتظار می رود که وزارت امور خارجه همانند موضع گیری های پیشین خود قبل از ورود رییس جمهور به این مسئله ، فعالیت های دیپلماتیک خود را افزایش دهد و با انسجام بیشتری این موضوع را پیگیری کند.

 درباره جنبش دانشجویی هم ....

بگذریم . متاسفانه دوستان در خواب تابستانی به سر می برند مزاحمشان نشویم بهتر است .

پ.ن

گفتگوی تلفنی متکی با وزیر امور خارجه چین و تاکید او بر نگرانی علمای اسلام و ضرورت تامین امنیت انسان ها از حق و انصاف نگذریم، حرکت خوبی  بود .

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 20:1 توسط کمیل نقی پور| |
 ندا صالحي آقا سلطان يكي از قربانيان وقايع اخيرتهران به شمار مي‌آيد كه روز شنبه ‪ ۳۰‬خرداد در محله اميرآباد تهران به ضرب گلوله كشته شد.

 آنچه كه وي را از ديگر قربانيان اين حوادث متمايز مي‌كند، بازتاب گسترده اين قتل در رسانه‌هاي بيگانه و متهم كردن ماموران انتظامي ايران در وقوع آن و به تبع حساسيت مسوولان كشورمان به پيگيري اين موضوع است. در كنار آن زواياي پنهان اين حادثه تاسف انگيز و ابهام در نحوه كشته شدن خانم آقا سلطان و هويت قاتل يا قاتلان آن از ديگر موضوعاتي است كه موجب شده پس از گذشت ‪ ۱۰‬روز از قتل وي، موضوع -قتل ندا> همچنان مورد توجه رسانه‌هاي خبري داخلي و خارجي قرار گيرد.


**ندا آقا سلطان چگونه كشته شد؟


پيش از اين در گزارشي كه سوم تيرماه در "وطن امروز" نوشتم، آورده بودم:
"تلويزيون‌هاي بي‌بي‌سي فارسي و صداي آمريكا در ادامه روند تشنج آفريني در قالب انعكاس جهت دار اخبار وقايع اخير در تهران، از روز يكشنبه با مانور روي تصوير يكي از كشته‌شدگان حوادث اخير مدعي هستند كه اين فرد به وسيله نيروهاي انتظامي ايران كشته شده است. اين در حالي است كه با بررسي گلوله هاي خارج شده از بدن كشته‌شدگان حوادث اخير مشخص شده است كه فشنگ‌هاي به كار رفته متعلق به هيچ يك از ارگان‌هاي نظامي و امنيتي كشور نبوده و از خارج از مرزهاي كشور به تهران فرستاده شده است."

اما آنچه كه چندي پس از قتل ندا آقا سلطان مشخص شد و به نوعي تاييدكننده گزارش‌هاي نهادهاي امنيتي به شمار مي‌رفت، نقش فردي به نام آرش حجازي بود.


**آرش حجازي كيست؟


آنگونه كه انتشارات كاروان منتشر كرده است، آرش حجازي در ‪ ۲۸‬بهمن ‪ ۱۳۴۹‬به دنيا آمد.در سال ‪ ،۱۳۷۶‬او انتشارات كاروان را تاسيس كرد و دو سال بعد، پائولو كوئليو، نويسنده مشهور برزيلي او را مترجم رسمي آثارش به زبان فارسي معرفي كرد. در سال ‪ ،۱۳۸۰‬سردبيري ماهنامه فرهنگي- هنري -كامياب> را بر عهده گرفت كه پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از -كامياب> حجازي ماهنامه جشن كتاب را منتشر كرد كه بيست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغيير كرد.اما نكته قابل تامل درباره آرش حجازي حضور مشكوك وي در ايران در تاريخ ‪ ۳۰‬خرداد و سابقه او در انگليس است.حجازي دانشجوي يكي از دانشگاه‌هاي جنوب انگلستان است كه پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري‌ها در تهران) وارد ايران شد و فرداي قتل ندا آقاسلطان سريعا به انگلستان بازگشت. اين در حالي بود كه وزارت اطلاعات پس از آغاز درگيري‌ها و پيش از مرگ ندا آقا سلطان از احتمال حضور نيروهاي بيگانه براي دامن زدن به آشوب‌ها و اغتشاشات خياباني خبر داده بود. در جريان قتل ندا آقاسلطان وي همان فردي است كه در هنگام شليك گلوله به ندا، در فاصله نزديكي از او قرار داشت و همانگونه كه در ويدئوي قتل خانم آقا سلطان نيز مشخص است، ظاهرا سعي مي‌كرد به وي كمك كند. با اين حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل اين هموطن كه در آن تحرك آرش حجازي نيز بسيار پررنگ بود، در رسانه‌هاي خبري دنيا مكررا پخش شد تا اينگونه رسانه‌هاي غربي همانند بي‌بي‌سي، نيويورك تايمز، ديلي تايمز و... -ندا آقا سلطان> را به عنوان سمبل اعتراض ايرانيان به نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري معرفي كنند. حتي باراك اوباما با ادعاي اينكه فيلم قتل ندا آقاسلطان را ديده است، در كاخ سفيد به خبرنگاران گفت كه دل او با ديدن فيلم -شكسته شد>.

 

حجازی

 

پس از حضور حجازي در انگليس كه با شانتاژ بي‌سابقه خبري رسانه‌هاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بي‌بي‌سي ( رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفت وگوي مفصلي از وي را با نام -پزشك ايراني از ماجراي مرگ ندا مي گويد> منتشر ساخت.حجازي در اين گفت وگو سخناني را به زبان آورد كه با اظهارات كاسپين ماكان، نامزد خانم آقا سلطان كه اتفاقا او نيز با بي‌بي سي گفت وگو كرده در تضاد بود. حجازي در توجيه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنكه در آن مكان هيچ گونه درگيري و اغتشاشي نبود، مي‌گويد: -سر و صدا را در خيابان شنيديم و تصميم گرفتيم برويم و ببينيم چه خبر است. خيابان خسروي را تا انتها رفتيم و رسيديم به خيابان كارگر، جايي كه مردم جمع شده بودند. ماموران پليس ضد شورش حدود ‪ ۵۰‬متر پايين تر با موتوسيكلت هايشان ايستاده بودند و مردم را عقب مي‌راندند. ناگهان گاز اشك آور به ميان مردم پرتاب شد و مردم وحشت كردند>.حجازي گفت كه همزمان با پرتاب گاز اشك آور، ماموران هم با موتوسيكلت به سمت جمعيت حركت كردند و جمعيت در طول خيابان خسروي شروع به دويدن كردند؟ -ندا هم در ميان آنها بود>. او گفت در تقاطع خيابان خسروي و خيابان صالحي، جمعيت به تدريج متفرق مي‌شدند و فقط چند نفر ايستاده بودند تا ببينند چه بايد بكنند؟ -ناگهان صداي شليكي شنيديم.

در همان لحظه من برگشتم و ديدم كه خون از سينه ندا كه در چند متري من ايستاده بود فواره مي‌زند>.اما كاسپين ماكان، نامزد خانم آقا سلطان در قسمتي از گفت وگوي خود در اين رابطه اظهار داشت: وقتي كه اين اتفاق افتاد ، ندا از درگيري‌ها دور بود، يعني در خيابان‌هاي فرعي نزديك اميرآباد بود . حدود يك ساعتي با استاد موسيقي‌اش در ماشين پشت ترافيك نشسته بود، از گرما و خستگي، كلافه و از ماشين پياده مي‌شود و آن اتفاق مي‌افتد.

در چنين شرايطي رئيس جمهور كشورمان در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه ضمن مشكوك دانستن قتل ندا آقا سلطان، رسيدگي جدي به موضوع قتل و شناسايي عوامل جنايت را خواستار شد.

اين در حالي است كه روز گذشته يك منبع امنيتي از به دست آوردن سرنخ‌هايي از قاتل ندا آقا سلطان در بررسي‌هاي صورت گرفته پس از قتل وي خبر داده است. منابع آگاه امنيتي همچنان در حال بررسي نقش مبهم آرش حجازي در ماجراي قتل ندا آقاسلطان هستند. اينكه چرا وي ‪ ۲‬روز پس از آغاز اغتشاشات به ايران آمد؟ در صحنه قتل دختري كه فورا در تمامي رسانه‌هاي ضدايراني منعكس شد، نقش بسيار پررنگي داشت و نهايتا يك روز پس از اين ماجرا به انگلستان برگشته و به تشريح ماجراي قتل آقاسلطان، آنگونه كه مطلوب رسانه هاي ضدايراني است، مي‌پردازد.

 همین خبر در وطن امروز  رجانیوز،  ایرنا ،  گویا نیوز ، ثانیه نیوز ، جهان نیوز ، کمیاب نیوز

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:33 توسط کمیل نقی پور| |

دروغگویی نسبتی بود که به کرات و با صراحت از سوی برخی از کاندیداها به رئیس‌جمهور قانونی کشور داده شد. حتی چنین رویه‌ای در مناظره‌های تلویزیونی و نطق‌های انتخاباتی در مقابل دیدگان ده‌ها میلیون بیننده تکرار شد تا این واژه در کنار واژه‌هایی همچون دولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، رمال، عبوس، هتاک و... وارد ادبیات سیاسی کسانی شود که دليل حضور خود درعرصه انتخابات را «نهادینه کردن اخلاق در جامعه» عنوان کرده بودند(!) البته با نگاهی گذرا به اظهارات همین افراد و رسانه‌های خبری وابسته به آنها به راحتی می‌توان «دروغگوی واقعی» را تمیز داد.

روایت یک دروغ دیگر

میرحسین موسوی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حالی که هنوز در برخی از شعب اخذ رای فرآیند رای‌گیری از مردم ادامه داشت با دعوت از خبرنگاران رسانه‌های خارجی و داخلی خود را پیروز انتخابات خواند. موسوی در این کنفرانس خبری با بیان اینکه دولت قدر حضور گسترده مردم در انتخابات را ندانسته است، گفت: با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور برنده قطعی این انتخابات بنده هستم. البته همان زمان یعنی ساعت 23 روز جمعه 22 خرداد این سوال برای خبرنگاران پیش آمد که اطلاعات دقیق موسوی از سوی چه نهاد و مرجعی به وی ارائه شده است که او را مجاب کرد اینگونه قاطعانه از پیروزی خود در انتخابات سخن ‌بگوید. این در حالی بود که وزارت کشور که مرجع اصلی اعلام نتایج آراست تا آن‌زمان هیچ گزارشی از نتایج آرا اعلام نکرده بود. البته زمانی که خبرنگاران در این باره می‌خواستند از موسوی سوال کنند، وی بدون توجه به سوالات خبرنگاران کنفرانس را به اتمام رساند! البته سایت قلم نيوز (اصلی‌ترین سایت وابسته به میرحسین موسوی) 3 ساعت بعد، در گفت‌وگو با سید محمود میرلوحی، یکی از اعضای کمیته صیانت از آرای موسوی با استناد به گزارش‌ «50 هزار نماینده موسوی بر سر صندوق‌های رای» همان حرف میرحسین موسوی را تکرار کرد تا مشخص شود نمایندگان پر تعداد موسوی بر‌سر صندوق‌های رای براساس مشاهدات خود نخست وزیر دهه 60 را به این نتیجه رسانده‌اند که در انتخابات پیروز شده است. میرلوحی در گفت و گو با قلم نیوز در این باره گفت: آنچه امروز 50 هزار نماینده ‌ما در صندوق‌های رای گزارش دادند و آنچه در شعب اخذ رای قابل حس بود و خود ما و دیگران نیز آن را «احساس» کردیم حاکی از یک پیروزی قطعی است.

حضور «50 هزار نماینده میرحسین موسوی» بر سر صندوق‌های اخذ رای موضوعی بود که میرلوحی صراحتا به آن اعتراف کرد اما پس از مشخص شدن نتایج آرا در راستای توجیه شکایت انتخاباتی و وقایع پس از انتخابات، «جلوگیری از حضور نمایندگان بر سر صندوق‌های رای» به محور شکایات موسوی و نزدیکانش تبدیل شد که آنان با استناد به چنین مواردی در نهایت ایده ابطال انتخابات را ارائه کردند. در همین راستا کمیته صیانت از آرای موسوی که سید محمود میرلوحی نیز از اعضای آن به شمار می‌آید پس از مشخص شدن نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با انتشار بیانیه‌ای آورد: در حالی توسط مسؤولان برگزاری انتخابات ادعا می‌شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است که عاری از واقعیت است، بلکه واقعیت گویای وضعیت ناگوار و تأسف‌باری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره است. البته میرحسین موسوی خود چندی بعد در نامه‌ای به شورای نگهبان همانند کمیته صیانت از آرایش، از «عدم حضور نمایندگانش بر سر صندوق‌های رای» سخن گفت و علت این موضوع را متوجه وزارت کشور و فرمانداری‌ها کرد.

بیانیه‌نویس میرحسین موسوی در حالی مدعی بود که وزارت کشور با به وجود آوردن شرایطی نگذاشته است نمایندگان موسوی بر سر صندوق‌ها حضور یابند و به همین دلیل تخلف انتخاباتی مرتکب شده است که به سخنان میرلوحی و امثال آن توجه نکرده بود یا نمی‌خواست توجهی کند. هر چند اظهاراتی همانند آنچه که میرلوحی بیان کرده بود میزان صداقت «مدعیان صداقت» را به خوبی ‌نشان می‌دهد. با این حال وزارت کشور در نامه‌ای به شکایات موسوی که آن را حاوی «تناقضات آشکار»، «مواردی کلی» و «فاقد مستندات عینی و حقوقی» می‌خواند، پاسخ داد.

در قسمتی از نامه وزارت کشور که به شائبه «عدم حضور ناظران کاندیداها» پاسخ داده، آورده شده است:  به رغم همه این موارد وزارت کشور تا آخرین دقایق و حتی روز انتخابات با آنان همراهی کرد و در نتیجه آقای میرحسین موسوی در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه، نماینده داشت که حدود 90درصد از صندوق‌ها را شامل می‌شود (اسامی و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر این تعداد نمایندگان ایشان در شعب اخذ رای از تعداد نمایندگان دیگر کاندیداها بیشتر بوده است یعنی آقای موسوی بیشترین نماینده را نسبت به نامزدهای دیگر بر سر صندوق‌ها داشته‌اند. 

..........................................................................................................................................

راستي من و شما آخرتمون رو چقدر مي فروشيم؟

امام علي (عليه السلام ) مي فرمايند :‌ بهاي شما جز بهشت نيست ، پس آن را به غيرازآن نفروشيد

 

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 9:46 توسط کمیل نقی پور| |

 

فقط همین : در فیلم مستند تبلیغاتی دوم احمدی نژاد، ( قبل از به وجود آمدن اغتشاشات و

 

رفتارهای عجیب و غریب عده ای ) وقتی شمقدری از او می پرسد تلخ ترین خاطره شما کی

 

بوده؟ دکتر پاسخ کوتاه اما با معنایی می دهد:

 

"موقعی است که می بینم بعضی ها سقوط می کنند، چقدر بعضی ها سقوط می کنند، خیلی دلم می سوزد ..."

 

سقوط کاملا آزاد

 

عکس کاملا واقعی است

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 19:20 توسط کمیل نقی پور| |
طراح قالب : حمیدرضا خاتونی
kh_designer1400@yahoo.com